هوای تو


من پخش می شوم در هوای تو … مرا تنفس کن … بگذار میان سینه ی تو جای بگیرم …

نامه ی آدم به خدا


خدایا من رو ببخش …


سلام خدا جونم

تو خوبی ؟ چه خبر ؟ من و حوّا هم خوبیم … پسرمون هم خوبه … از بچه ها … فرشته ها چه خبر ؟ جبرئیل خوبه ؟ اون شیطون گور به گور شده در چه حاله ؟اینجا همه چیز خوبه یه ذره چهار فصل اذیتمون می کنه که اون هم به لطف تو با  آتیش و غار و پوس حیوانات سر می کنیم دیگه…. ملالی نیست جز دوری شما

حالا بگذریم از این تعارف ها و احوال پرسی ها ، حس می کنم فکر می کنی اینجا بهم سخت میگذره ، یا درگیر مشکلات هستم ، باید نون و آب برای زن و بچم فراهم  کنم و ازشون مواظبت کنم، من این کار ها رو دوست دارم وقتی که حوّا پیشمه … خدا هر جایی که حوّا باشه اونجا بهشته برای من ، امید وارم از دستم ناراحت نشی ولی خودت برای من یک جفت یه نیمه گمشده خلق کردی … پس هر جایی که نیمه ی من باشه من اونجا شادم حالا میخواد بهشت باشه یا زمین … تا به امروز حوّا رو سرزنش نکردم برای خوردن میوه ممنونه … سعی می کنم راجع به اون موضوع حرف نزنیم اصلا … مخلوقه دیگه اشتباه میکنه … منم چون بهش علاقه دارم از اشتباهاتش میگذرم و فراموش می کنم … خدایا … می دونم هر جای این جهان پهناور باشم تو با من هستی … میدونم من رو حمایت میکنی حرف هام رو می شنوی … ازت میخوام هر چی که حوّا میخواد رو در اختیارش بزاری … حوّای من معشوقه ی من … تمام زندگی من … امید من به روز های بعد … شاید این اولین  و مهمترین معجزه برای بشریت باشه … لبخند های معشوق ( حوّا ) ... می دونم تو خالقش هستی و ازت تشکر میکنم که زیباترین موجودی رو که خلق کردی جفت من قرار دادی … مواظب خودت باش … به امید دیدار

قربانت آدم

بیست و چهارمین روز – از پنجمین ماه – سال دوم

تصویر تو


اون روز های اول که دوربین داشتم … فقط از طبیعت عکس می گرفتم چون فکر می کردم چیزی زیبا تر از طبیعت نیست و زیبایی چهره انسان ها تعریفی هست از طرف هر کدومشون که منحصر به خودشونه …. اما حالا فقط از یه انسان عکس می گیرم و دیگه از طبیعت عکس نمیگیرم .. چون اون رو زیباترین فرد زمین می بینم و جز اون چیزی نمی بینم

14 – Bitter Moon – ماه تلخ


 

Bitter Moon

تا حالا شده از یه زن برای خودت بت بسازی؟ دیگه توی همچین عشقی چیزی به اسم “زشت و ناپسند” وجود نداره. هر چیزی که اون بین رخ بده مثل عبادت میمونه.

Bitter Moon

13 – غرور و تعصب


Pride & Prejudice - غرور و تعصب

من آقای دارسی هستم …  بیا الیزابت من باش .

پ.ن.1 =  دارسی در این فیلم بیشتر کمرو و رومانتیک است /  ویکیپدیا

پ.ن.2=الیزابت  در سایه پرورش پدر، دختری باشهامت و خودگردان بار آمده / ویکیپدیا

12 – جزیره گنج


تو جزیره گنجی و من لانگ جان سیلور، فقط خدا کند این بار نویسنده در پایان داستان برای من  ناپدید شدن را در نظر نگیرد ، در نبود تو ، ناپدید شدن سهم من است .

پ.ن = در پایان لانگ جان سیلور ناپدید می شود و نویسنده تاکیدی بر زنده یا مرده بودن وی نمی کندویکیپدیا – لانگ جان سیلور

11 – ماه من


کاش ماه من هیچ وقت نگیرد ، یعنی چیزی وجود نداشته باشد که بین من و ماه من قرار بگیرد

10 – هیچ کس نفهمید


تنها نشسته ، و …..

هیچ وقت هیچ کس نفهمید چه شد که کم آوردم در نبود تو ….

هیچ وقت هیچ کس نفهمید چرا دیگر دستم از نوشتن دست کشید …

هیچ وقت هیچ کس ندید اشکی جاری شود از چشمان یک مرد خراب شده زیر آوار لبخند ها و نگاه های او ….

هیچ وقت  …. هیچ وقت

9. دست های نوازشگر تو


اگر دست های نوازشگر تو را ندارم ، حداقل صبح ها ، نسیم صبگاهی را دارم .وقتی نسیم به صورتم میخورد ، حس نوازش دستان تو در برخورد با گونه های من دارد

8.حیف نمیشه بمونی کنارم


حیف … حیف … حیف

تا چند وقت پیش زمزمه ی یک  آهنگ از یک خواننده ( محسن یگانه ) : کاشکی تو رو سرونوشت ازم نگیره

امروز ها زمزمه ی یک آهنگ دیگر از همین خواننده : حیف نمیشه بمونی کنارم ، من که جز تو کسی رو ندارم

زندگی هم همانند  یک آلبوم موسیقی است که با رفتن به آهنگ بعدی فصلی تازه از زندگی …….

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.